به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، ۳۷۶امین شب خاطره به حاج حسن محققی؛ فرمانده سپاه پاسداران که در حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید، اختصاص داشت.
زهرا کوثری همسر شهید محققی که نخستین راوی این محفل بود از خاطراتی گفت که به واسطه سالها زندگی مشترک ماندگار شدهاند. او با این جمله که زندگی ما سراسر خاطره بود، سخنش را آغاز کرد و گفت: خانه ما محیط بسیار آرامی داشت و غلو نیست اگر بگویم که زندگیمان مورد توجه اهل بیت(ع) بود. حاج حسن، مردی مقید به خانواده و فرزندان بود و همیشه به صله رحم اهمیت میداد. حتی اگر امکان ملاقات حضوری را بخاطر زمان کم نداشت، حتما تلفنی با افراد تماس میگرفت.
وی ادامه داد: در اولین روز معلم بعد از ازدواجمان، دانشآموزان را به اردوی ۲۴ ساعته برده بودم و ۱۲ اردیبهشت که به خانه بازگشتم دیدم برایم کادویی گرفته تا به واسطه آن اهمیت معلمی را یادآوری کند. او وضعیت من که شاغل در آموزش و پرورش بودم را برای فرزندان تفهیم کرده بود و به آنها آموخته بود که روزهای تعطیل، روز استراحت من است و باید همه کمک کنند. همچنین از جمله مواردی که برایش خیلی اهمیت داشت، مناسبتها بود. حاج حسن محققی به اعیاد مذهبی بسیار مقید بود و برای بچهها کادو تهیه میکرد. او علیرغم شخصیت نظامی و جدی که در محل کار داشت بسیار پراحساس بود طوریکه بسیاری از افراد از نوع رفتارش تعجب میکردند.
خستگی در وجودش نبود
همسر شهید محققی یادآور شد: عید غدیر امسال، آخرین شب دیدارمان بود. صبح روز شنبه با من تماس گرفت که حتما بعد از نماز مغرب و عشا به منزل بروم. از حرفش بسیار تعجب کردم چون همیشه در لحظات حساس میگفت که گوشی همراهمان نباشد و به منزل نرویم. با توجه به شهادت دوستانش، فکر میکردم حال چندان خوبی نداشته باشد ولی چهرهاش بسیار بشاش و متفاوت از قبل بود. با خوشحالی نشست و همه وقایع را برایمان تعریف کرد.از او پرسیدم که چرا اسرائیل اینقدر به ما حمله میکند و حاج حسن پاسخ داد «از بس بیچارهشان کردیم».

وی با بیان اینکه امیدواری یکی از خصوصیات حاج حسن محققی بود و او هیچگاه اظهارناامیدی نمیکرد، گفت: بعد از چند روز ماموریت هیچ خستگی در وجودش نبود. او خستگی را خسته کرده بود و یکبار اظهار نکرد که وضعیت جسمانیام اینگونه است و کاری که انجام میدهم، سخت است. حاج حسن همیشه میگفت که خدا دوست دارد که من اینطور باشم و من هم همینطور میپسندم. برای حاج حسن محققی دوستان و همرزمانش بسیار اهمیت داشت. او از مشکل و غم دوستانش بسیار ناراحت میشد و گاه اشک میریخت.
۳۷ سال انتظار شهادت
مجید ایشانی، همرزم و دوست شهید حاج محمدحسن محققی که دومین راوی سیصد و هفتاد و ششمین محفل «شبخاطره» بود، گفت: شهید محققی، ۳۷ سال و یک روز برای شهادت دومش انتظار کشید. شهادت اول او، ۲۴ خرداد ۶۷، بود و در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، به دست رژیم صهیونیستی شهادت نهایی او رقم خورد. او در سال ۶۷ در حالی مجروح شد که پزشکان از درمان او کنار کشیدند و دیگر امیدی به زنده بودنش نداشتند.
ایشانی افزود: وقتی محمدحسن محققی را به بیمارستان امام حسن مجتبی (ع) در شلمچه میرسانند، او را معرفی میکنند و میگویند که او برادر دکتر محقق است. پزشک بیمارستان میگوید: به علت اینکه برای دکتر محقق جوابی داشته باشم و این موضوع را از سر خودم باز کنم، فرایند درمان را دوباره شروع کردم.
وی با اشاره به سالها انتظار شهید محمدحسن محقق برای شهادت، عنوان کرد: او ۳۷ سال منتظر این روز بود که شهادتش برسد و در نهایت او به حقش رسید و رسیدن به چیزی که استحقاق آدمیاست، بسیار زیباست.
این همرزم و دوست شهید محققی در ادامه، بیان کرد: به جرأت میتوانم بگویم کسانی که با او کار میکردند، تنها چیزی که از او مشاهده نکردند ضعف پای او بود، با وجود اینکه او از ناحیه پا مجروح بود.
وی افزود: به قدری صلابت و تکلیفگرایی در وجود او موج میزد که کسی این نقص را اصلا متوجه نمیشد.

مجید ایشانی در پایان سخنانش به بیان خاطرهای از شهید محققی مبنی بر استقامت و خستگی ناپذیری وی پرداخت و گفت: لشکر ۲۷، بعد از هشت سال دفاعمقدس پادگانی که امور رزمی و دفاعی را انجام دهیم، نداشت تا این که پادگان امام حسن مجتبی (ع) را به عنوان ستاد فرماندهی لشکر ۲۷ را به ما دادند و ساختمان بزرگی هم بود. ساختمان لشکر ۱۰ طبقه داشت و چند آسانسور که تنها یک یا دو آسانسور آن کار میکرد و ساختارش هم برای زمان پهلوی بود. وقتی که ما به آنجا آمدیم و مستقر شدیم چنین وضعیتی حاکم بود. آن ساختمان ۱۳۷ پله داشت. چند مرتبه دیدم که بدون اینکه شهید محققی اجازه دهد کسی کمکش کند با آن وضعیت جسمانی این پلهها را بالا و پایین میرفت.
حجت الاسلام حسین طائب که سومین سخنران «شب خاطره» بود با تبریک فرا رسیدن ماه شعبان اظهار کرد: صحبت کردن درباره شهید محققی، سخت است. یک فرمانده و مدیری که ابعاد شخصیت حقیقی و حقوقیاش در انقلاب اسلامی ویژه بود و جزو افرادی بود که در همه عرصههای انقلاب اسلامی نقش و حضور فعال داشته است.
طائب با اشاره به اینکه شهید محققی از مصادیق مؤمن جهادی در سوره حجرات است، عنوان کرد: شهید محققی به راهش ایمان داشت و در جریان حوادث متعدد و طوفانهای سنگین انقلاب که طی این ۴۶ سال رخ داد، حتی یک بار هم تردید از او ندیدیم.
وی افزود: شهید محققی مخزنالاسرار انقلاب بود و حجم اطلاعاتی بسیاری در سینهاش داشت.

حجت الاسلام طائب در ادامه مطرح کرد: ما به همراه هم از طرف دفتر حضرت امام(ره) برای مأموریت به سمت گیلان رفتیم. اولین ماموریت ما این بود که در آنجا تبیین مبانی انقلاب را به ویژه در میان جریانهای مارکسیستی و منافقین که در آنجا فعال بودند، انجام دهیم. ما از اینجا شروع کردیم و با هم طلبه شدیم و درس خواندیم. شهید محققی از فتنه ۷۸ تا ۸۸، یک دهه با جریانهای برانداز سیاسی، امنیتی مبارزه کرد و آنها را از بین برد. او در هیچجا تردید نکرد و از هیچ چیز نترسید. او خستگیناپذیر بود.
وی ادامه داد: شهید محققی به عنوان یک افسر و مستشار تمام عیار در دفاع از حرمِ اهل بیت (ع) در سوریه نقش فعال داشت و تا جایی رسید که در جنگ اسرائیل و امریکا نیز همچنان فعال بود. او جزو افراد نشان شده از سوی اسرائیلیها بود تا او را شهید کنند. در فتنه امریکایی_صهیونی امروز، جای شهید محققی بسیار خالی است. اما امروز جرا دشمنان امدند.
ویژگیهای فرمانده
پس از پخش کلیپی از شجاعت، مسئولیتپذیری و تاثیر حاج حسن محققی در میدان رزم و عمل، حاج محسن مهدوی به عنوان آخرین راوی پشت تریبون خاطرهگویی قرار گرفت.
حاج مهدوی اعلام کرد: در یک نظام ولایی و حکومت اسلامی یک مدیر و فرمانده پیش از دیگران در صحنه حضور دارد. یک فرمانده در چنین نظامی در سنگر مستحکم نمینشیند تا از آنجا نیروها را هدایت کند بلکه او دوشادوش نیروهایش حرکت میکند و حاج حسن محققی چنین ویژگی داشت و حتی جلوتر از نیروها خود را وارد عرصه خطر میکرد.

وی ادامه داد: یک مدیر در نظام دینی وظیفه دارد برای سعادت دنیا و آخرت تک تک نیروها و سربازانش برنامهریزی کند. مدیر برای تامین این سعادت نگاهی به دنیای دیگر افراد دارد و حاج حسن محققی در عین حال که به رزم دقت داشت به حالات و روحیات و نیاز نیروهایش هم توجه میکرد. حاج محققی از معیشت نیروهایش مطلع بود و از آنها دستگیری میکرد. او گرهگشای نیروهای تحتالامر خود بود و هرجا حس میکرد میتواند نقشآفرینی کند به هر شکل از آبرو هزینه میکرد تا گرهگشا باشد.
وی با اشاره به توجه حاج حسن محققی به خانواده شهدا تاکید کرد: مهمترین ویژگی این فرمانده این است که او هرگاه باب هدایتی پیدا کرد و مسیر مجاهدتی برایش باز میشد سعی کرد دیگران را با خود همراه کند. او اینگونه نبود که صرفا به هدایت و نجات خود بیندیشد و اساس آنچه در گردان حبیب هم شکل گرفت طبق همین روحیه بود. حاج حسن محققی راه و رسم سربازی را به ما آموزش داد و بالاترین نعمتی هم که خداوند به او عطا کرد، شهادت بود. از او میخواهم این نعمت را برای ما بخواهد.
در بخش پایانی این محفل شب خاطره احمد بابایی به شعرخوانی با موضوع حاج حسن محققی پرداخت.
نظر شما